میگریم در اشکهایم تو را میبینم اشک هایم را پاک میکنم تا کسی تو را نبیند.
اسم من jalil هستش از شهر تبريز متولد 1366/10/11 و آخرين مدرك تحصيليمم كارداني هست و دارم كارشناسيم رو هم ميخونم همين وچيزي واسه گفتن ندارم .و اميدوارم از وبلاگ من خوشتون بياد.
من نشاني از تو ندارم،اما نشانيام را براي تو مينويسم در عصرهاي انتظار، به حوالي بي كسي قدم بگذار! خيابان غربت را پيدا كن، وارد كوچه پس كوچههاي تنهايي شو! كلبهي غريبيام راپيدا كن، كنار بيد مجنون خزان زده و كنار مرداب آرزوهاي رنگيام، در كلبه را باز كن و به سراغ بغض خيس پنجره برو! حرير غمش را كنار بزن! مرا خواهي ديد با بغضي كويري كه غرق انتظار است، پشت ديوار دردهايم نشستهام... "به اندازه تمام انتظارها بیقرارت هستم.
از او که رفته نبايد رنجشي به دل گرفت آنکه دوستش داريم همه گونه حقي بر ما دارد حتي حق آنکه ديگر دوستمان نداشته باشد نمي توان از او رنجشي به دل گرفت بلکه بايد تنها از خود رنجيد که چرا بايد آنقدر شايسته ي محبت نباشيم که دوست ما را ترک کند ... و اين خود دردي کشنده است ...
يه سوال: خيلي سخته كسي رو دوست داشتن؟ جواب:نه به نظر من سختر از اون اينه كه كسي رو هيچ كس دوست نداشته با شه .
خیلی سخته که بغض داشته باشی ، اما نخوای کسی بفهمه... خیلی سخته که عزیزترین کست ازت بخواد فراموشش کنی... خیلی سخته که سالگرد آشنایی با عشقت رو بدون حضور خودش جشن بگیری... خیلی سخته که روز تولدت، همه بهت تبریک بگن، جز اونی که فکر می کنی به خاطرش زنده ای... خیلی سخته که غرورت رو به خاطر یه نفر بشکنی، بعد بفهمی دوست نداره... خیلی سخته که همه چیزت رو به خاطر یه نفر از دست بدی، اما اون بگه : دیگه نمی خوامت!
چشم مخصوص تماشاست اگر بگذارند ، تماشای تو زیباست اگر بگذارند
به من عاشق مسکین به حقارت منگر ، دل ما وسعت دریاست اگر بگذارند . . .
ای اشک ، گرم و آرام ببار بر گونه بیمار من ، ای غم ، تو هم لذت ببر از این همه آزار من
بمون بگو چکار کنم ، دنيا پر از درد و غمه / تموم زندگيم توئي ، تو هم که اخمات تو همه !
عشق يک واژه زلال است ، تو بايد باشي ، قلب من زير سوال است ، تو بايد باشي
فال حافظ زدم آن رند غزل خوان هم گفت ، زندگي بي تو محال است ، تو بايد باشي . . .
غریب است دوست داشتن. و عجیب تر از آن است دوست داشته شدن...