تنهایی مرگیست که تا زمانی که به سراغ انسان نیاد زنده نخواهد شد

خواستم غم دل با تو بگویم جا نمی یابم      اگر جایی شود پیدا تو را تنها نمی یابم

اگر یابم تو را تنها و جایی هم شود پیدا        زشادی دست و پا گم میکنم خود را نمی یابم

خوش آمدید

ستاره مهربانم سلام

    همیشه عاشق بمان چرا که دل عاشق تو را به خدا نزدیک می کند تنها با یاد خداست که احساس تنهایی نخواهی کرد نامه ام را با گریه می نویسم اما برای خودم گریه نمی کنم برای انسانهای بیچاره ای می گریم که گمان می کنند با نا بودی زندگی دیگران زندگی تو آسایش و آرامش به دست خواهد آورد  برای تو ستاره مهربانم چرا که فرست نشد تا محبت هایت را جبران کنم خدا یا منو ببخش من از یاس و  نا امیدی تن به جدایی نداده ام بلکه نمی خواهم موجودی از موجودات دیگر را به مرز نیستی بکشانم چون من عاشق همه ی آدم های عاشقم.

 

سلام دوستان به وبلاگ من خوش آمدید امیدوارم از وبلاگ من خوشتون بیاد. واز  همه دوستانی که نظر میدن ممنونم.

چشمان تو.......................................................

یک جرعه از چشمان تو از من دلم را می خرد

یک خنده بر لبهای تو هوش از سر من می برد

متن تمام شعر من با عشق معنا می شود
بی تو وجود خسته ام تنهای تنها می شود

وقتی دلم را یاد تو طوفانی و تر می کند
حال مرا مهتاب هم همواره بدتر می کند

امشب کجا خوابیده ای ؟ آیا کدامین گوشه ای؟
در خلوت شبهای من ، تو در کدامین کوچه ای؟


رفت ..................................................................

آمد و قلب مرا دزدید و رفت

بی قراری های من را دید و رفت

او گمان می کرد من دیوانه ام

بر من و احساس من خندید و رفت

غنچه های عشق را از خاک جان

با تمام بی وفایی چید و رفت

دل به او بستم ولی افسوس،او

حال و روزم را کمی فهمید و رفت

باورم شد رفتنش اما عجیب

بعد از او ایمان من لرزید و رفت

خواستم برگردم و عاشق شوم

عشق هم دیگر زمن ترسید و رفت...

.............................................................................................................

خيلي سخته
به نام کسی که جدایی رو آفرید تا قدر باهم بودنو بدونیم.

خیلی سخته بعد از چند سال تازه بفهمی که دوست داشتنش دروغ

 بوده ولی بازم بهت بگه دوست دارم. خیلی سخته طعم واقعی مرگو

 بچشی ولی صبح که چشماتو باز میکنی ببینی بازم نمردیو یه روزدیگه

 رو باید بازم با خاطره هاش شروع کنی, ولی اون دیگه پیشت نیست,

 پیشت نیست ولی انگار هر لحظه کنارت ولی تو پیش اون بودیو

 هیچوقت ندیدت, این مثل اون میمونه, تو رو گریه بندازه تو اونوبخندونی

 ولی اون یکی دیگه رو خوشحال کنه. خیلی سخته بهت بگه دوست

 دارم ولی نمیخوامت, میگن با یادش باید زندگی کنی ولی تا کی

 خوابشو ببینی, میگن ناامید نشو آخه درد ناامیدی رو نکشیدن چون

 ناامیدی و تنهایی و گریه تنهاهدیه هایی بوده که اون بهت داده ولی تو

تموم زندگیتو بهش دادی. خیلی سخته بهش دل ببندیو دلتو بشکونه,

 تو هم میتونستی دلشو بشکونی ولی اینکارو نکردی چون خیلی

 دوسش داشتی. خیلی سخته بزرگترین آرزوت مرگ باشه ولی اون

 بتونه با یار تازه رسیدش خیلی راحت زندگی کنه بعد کل ثروتت که

 عشقت بوده با کاخ آرزوهاتو یکجا خراب کنه, اونوقت زیر آوار بی مهری

 و تنهایی از فقر محبت و دوست داشتن تا آخر عمر بشینی و زار زار

 گریه کنی. خیلی سخته آرزوت کسی باشه که از این و اون بشنوی

 براش هیچ اهمیتی نداشتی, حالا دیگه آرزوی نبودنتو میکنه. خیلی

 سخته وقتی یادت میاد که حتی با شنیدن اسمش اونقدر خوشحال

 میشدی که دوست داشتی داد بزنی ولی حالا با دیدنشم چیزی جز

 عذاب نصیبت نمیشه چون اون دیگه واسه تو نیست. خیلی سخته بعد

 از چند وقت که میبینیش اشک تو چشمات حلقه بزنه ولی اشکات

 فقط واسه خودت مهم باشند. خیلی سخته جرات هر کاری رو داشته

 باشی به امید اینکه کوه پشتته ولی وقتی یرگردی و پشتتو نگاه کنی

 ببینی یه عمر پشتت به دره بوده, حالا اون دیگه عشقش یه نفر دیگه

 هست اصلا تو براش مهم نیستی, اصلا رسم بازیه قایم موشک زمونه

 اینه, تو چشم میذاری و من قایم میشم ولی تو یکی دیگه رو پیدا

 میکنی.


خدایا همه این کارارو تو کردی به هر کی دل بستم تو دلمو

شکوندی, هر جا لونه ساختم تو خرابش کردی, هر جا با دیدن کسی

 دلم آرامش میگرفت تو اضطرابو تو دلم انداختی. نمیدونم شایداین کارو

 کردی تا به غیر از خودت به کسی دل نبندمو به کسی امید نداشته

 باشم. پس حالا که همه امیدم به تو, کمکم کن کمکم کن. 

من او را رها کردم

تا او خود را در یابد

و چقدر سخت است عزیزترینت را رها کنی

اما من انقدر او را دوست دارم

که او را رها میخواهم برای همیشه

...رها از تمامی بندهاوزنجیرها

هر چند او هیچگاه در بند من گرفتار نبود

چرا که من خود اینگونه خواستم

و هیچگاه بخاطر همیشه بودن با او برای او بندی نساختم

اما او .......

در بند خود گرفتار بود ....

ای کاش از خود رها شود

همانگونه که من با او از بند خود رها شدم

 


 

بهترين دوستم نيستي لا اقل بهترين دشمنم باش اگر غمخوارم نيستي لا اقل بزرگترين غم باش هر چي هستي بهترين باش چون بهترين ها هميشه در ياد خواهند ماند

 


 

 

تنهـــــــــــاییم عمیق است.............

دیگر دست هیچکس به آن نمی رسد

که بخواهد از تنهـایی.....................

درم آورد !!!!!!!

 

 

                                                                                                           

 

خیلی سخته از داخل داغون شده باشی ولی مجبور باشی لبخند بزنی..

خیلی سخته استخونات خورد شده باشه ولی مجبور باشی بگی چیزیت نیست........

خیلی سخته....

خیلـــــــــــــی...

 


 


جایی هست که ...

کم میاری ، ...

از اومدنا، رفتنا، شکستنا ...

جایی که فقط می خوای یکی باشه

بمونه، نره، واسه همیشه کنارت باشه ...

....

 


 

 

 

 

اين روزها آنقدرزمين خورده ام که رنگ آسمان را فراموش کرده ام...بوي خاک ميدهند تمام آرزوهايم....

 


 

 

گفته بودم میکشمت آخر . . .

امروز ، دم غروب ، وقت اذان ، دلم را با اشک آب دادم . . .

رو به قبله خواباندمش ، یک ، دو ، سه . . .

تمام شد !

دیگر بهانه ات را نمی گیرد !




 

تقصیر من بود

که سراغ سایه را از خورشید می گرفتم

و سراغ تــ ــو را

از وسعت دور دریاها

سراغ قدم هایت را از راه هایی می گرفتم

...که هرگز تــ ــو را

حتی به خواب عبور هم ندیده بودند

تقصیر من بود

که نامت را با عطر ستاره

بر بالش شب می نوشتم

تا آسمان خواب هایم

بوی تــ ــو را داشته باشند

تقصیر من بود

که برای آمدنت فال می گرفتم

نباید گره خیال را و خاطره را

از حقیقت تلخ روزمرگی ها باز می کردم

که رویای آفتابی تــ ـــو

برای یک عمر عاشق ماندنم

کافی بود !!!





منتظر هیچ دستی در هیچ جای این دنیا نیستم،

اشک هایم را با دست های خودم پاک میکنم،

چون پی برده أم،

                                                                                                                                                                                      "همه رهگذرند"

 

 

میگذرد روزی این شبهای دلتنگی ، میگذرد روزی این فاصله و دوری، میگذرد روزهای بی قراری و انتظار ، میرسد همان روزی که به خاطرش گذراندیم فصلها را بی بهار ، و از ترس اینکه بهم نرسیم شب تا صبح را اشک میریختیم

 

 


 

باید کسی را پیدا کنم

کـه دوسـتـم داشـتـه بـاشـــــد

آنـقـدر کـه یـکــــی از ایـن شـب هـای لـعـــنـتــــــ ­ـی

آغـوشـــش را بـرای مـن و یـک دنـیـاخـسـتــــگـی ام بـگـشــــایـد

هـیـــــچ نـگـویـد .

... هـیـــــچ نـپـرسـد .

فـقـــــط مـرا در آغـوش بـگـیـرد

بـعـد هـمـانـجـا بـمـیــرم

تـا نـبـیـنـم روزهـای آیـنــده را

روزهـایـی کـه دروغ مـی گـویـد

روزهـایـی کـه دیـگـر دوسـتـم نـدارد

روزهـایـی کـه دیـگـر مـــرا در آغـوش نـمـی ـگـیـرد

روزهـایـی کـه عـاشـق دیـگـری مـی شـود

 

 


عشق را معنی کنید شما که صحبت از عشق می کنید اگر می توانید برای من معنا کنید. آیا برای همهء افرادحاکم به یک صورت است؟ آیا تمام مردم جهان عاشق شده اند؟ وآیاعشق آنها ادامه یافته است؟ آیا شما تابه حال توی کوچه بین کوچه های شهر قدم زده اید؟ تنهای تنها..آیا تابحال سفرکرده ایدوشماکه عاشقیدآیا تابحال به فکرهم صحبت عاشق خود بوده اید؟! به نظرمن هیچ کس دراین دنیا به معنی واقعی کلمه عاشق نبوده یا اگربوده برای مدتی کوتاه یا اکثرأ از روی شهوت !ویااگرتمام عمرعاشق بوده حتمأ درعشق اووصل نبوده است. عاشق همیشه تنهاست وتنهااست که می تواندبگویدعاشق است مثل شقایق شما که این برگ را می خوانی اگرمی توانی اسم یک عاشق دیگر را نام ببر واگرمی توانی آن را برایم بنویس اگرمی خواهی اسم یک انسان رابیاوری از شما خواهش می کنم که ننویسی حتی اگراون مجنون ولیلی باشدوحتی اگرشیرین یافرهاد وحتی اگرویس و رامین !!!

 


 

یکی

برای من

فالی سفارشی بزنه

 

که توش

... خوشبخت شده باشم

آرامش یافته باشم

و به آرزوهام

رسیده باشم

یکی برای من هم

از توی اون فال بخونه

که خوشبختی چیست؟

و آرزویم چه بوده؟

 


 

بازی قشنگی بود

اما ما قشنگ بازی نکردیم

قبول کن که هردو باختیم

من که "همه" را به تو فروختم

و تو که مرا به "هیــــــــــــ ­ـــــــچ "فروختی





حمــاقـــت محـــض است دلـــتنگ کسی بشـــی که دلــــش بــــا تـــو نیـــست

امـــا بعضـــی موقــع هـــا با اینکه ایـــن موضوع رو میــــدونیم ولــــی باز احمق میـــشویم !!!!

 

 

یه وقتایی

آدم از روی دوس نداشتن

از یکی فاصله میگیره

یه وقتهایی از ترس "وابستگی"...

 

 

وقتى که میگى :

دیگه برای همیشه فراموشش کردى

و هیچ احتیاجى بهش ندارى و تمام بد و بیراه های دنیا رو نصیبش میکنى

دقیقا همون زمانیه که :

بیشتر از همیشه دلت براش تنگ شده

 

 

 

هــــــی‌ فــــلانـــی نردبــــــــان هـــــوس را بـــــردار و از اینـــجـــا بـــرو , با ایــــــن‌ چــیــــزهــا قـــدت به عــــشــق نـمـی رسد !

عـــشـــق بـــال مـــی‌خــواهــد کـه تـــو نـــــــداری .......

 

 

چــه پـر جـرأت و مغرور مـی شـود در بـرابـرت

کـسـی کـه مـی فـهمد : از تـهِ دل دوسـتش داری ... !

 



هیچ وقت خودت را برای کسی شرح نده

.

.

 

..

... .

.

.

..

.

.

.

.

 

کسی که تو را دوست داشته باشد نیازی به این کار ندارد

و کسی که تو را دوست ندارد آن را باور نخواهد کرد

 

 

می گفت پای رفتن ندارم ! راست می گفت با سر رفت …!!!!

تقدیم به تمام بی لیاقت های دنیا...

 

 


روزى نفسش بودم و حالا شدم عامل تنگى نفسش...

او هم رفت دنبال يك تازه نفس

 

 

روزى نفسش بودم و حالا شدم عامل تنگى نفسش...

او هم رفت دنبال يك تازه نفس

 

 


 

خدايا يک مرگ بدهکارم و هزار آرزو طلبکار ...

خسته ام ...

يا طلبم را بده يا طلبت را بگير!


 

 

 

انقدر دوستت دارم

که بعضي اوقات يادم ميرود

تو دوستم نداري ...!


گاهی دویدن برای رسیدن به کسی نفسی برای ماندن درکناراوباقی نمیگذارد.




اینکه تنها باشی و احساس تنهایی کنی خیلی هم بد نیست

ولی اگه یکی تو زندگیت باشه و احساس تنهایی کنی این دیگه فاجعست !!



گاهي اوقات ميگم خدايا چرا مخلوقاتت اينقدر بي احساس شده اند....!!!
دلم تنهايي محض ميخواهد...



آنچه هستی، هدیه ای از خداوند است به تو و آنچه می شوی، هدیه تو است به خداوند
پس بی نظیر باش!
چون بی نظیر خلق شده ای!










از همه گذشتم به خاطر تو ، چشمهایم را بر روی همه بستم به عشق چشمهای تو

دیگر قلبم را به کسی ندادم به هوای داشتن یکی مثل تو
گفتم حالا که عهدی بستم و عهدی با من بستی ، وفادار بمانم و عشقم را به تو ثابت کنم
گفتم حالا که دوستت دارم و تو نیز گفته ای که مرا دوست داری تا نفس دارم با تو بمانم
روزها گذشت… روز و شبم با عشق و محبت های پوچت گذشت
من میگفتم از رویاهایم ، تو میخندیدی به آرزوهایم!
درد دلهای بی جواب ، چند شب است نیامده به چشمهای خواب ، عشق اینگونه جواب مرا داد ، تو به من پشت کردی و همان دلخوشی های پوچت، زندگی ام را بر باد داد!
روزی آمد که دیدم دستت درون دستهای کسی دیگر است ، قلبت مال من نیست و در کمین بیچاره ای دیگر است ، قلبت شلوغ شده و زندگی ات تباه ، نمیدانم چرا تو آمدی و مرا شکستی ، من ک!
تو لایقم نبودی ، حالا دیگر بی ارزشتر از آنی که حتی لحظه ای به تو فکر کنم ، برو که نمیخواهم فکرم را حتی با خیال بی خیالی تو خراب کنم!





بودن با کسی که دوستش نداری و

نبودن با کسی که دوستش داری همه اش رنج است .

پس اگر همچون خود نیافتی تنها باش

 

 

 


گاهی عمــــــــــــــر تلف مـــــــــــیشود به پای

یک احساس...

گاهی احــــــــــــــــــــساس تلف میشود

به پای عمر...

وچه عذابی میکشد

... کسی کـــــــــــــــــه همـــــــ عمرش تلف میشود

هم احساسش

 


 

از خدا پرسیدم اگــر در سرنوشت ما همه چیز را از قبل نوشته ای,آرزو کردن چه سود دارد؟

خدا خندید و گفت: شاید در سرنوشتت نوشته باشم هرچه آرزو کرد همان باشد....

 


 

همیشـه سعـی کـن عاشـق کسـی بهتـر از خـودت باشـی

تـا بـا تـو "زندگـی" کنـه

نـه "بـازی"!!!

 


 

خــودَم قَبـــول دارم کـــهنه شـــده ام

 

آنـــقدر کــهنه کــه می شــوَد

 

رویِ گَردو خـــاک تَنـــَم یــادگــاری نــوشت

 

...بنویس و برو... !!!

 

 

 



آدمــها کنــارت هستند...

تا کـــی؟

تا وقتـــی که به تو احتــیاج دارند!

 

از پیشــت میروند یک روز...

... کدام روز؟

وقتی کســی جایت آمد!

 

دوستــت دارند...

تا چه موقع؟

تا موقعی که کسی دیگر را برای دوســت داشـتن پیــدا کنـند!

میگویــند عاشــقت هســتند برای همیشه!

نه...!

فقط تا وقتی که نوبت بــــــازی با تو تمام شود!

و اين است بازي. . . . . . . . . . . . .             




 

 

 

 

دنیا رو می بینی ؟ حرف حرف میاره ، پول پول میاره

 

خواب خواب میاره ولی محبت خیانت میاره !

 

 

 

 

لیاقت می خواهد واژه ” ما ” شدن

 

لیاقت می خواهد ” شریک ” شدن

 

تو خوش باش به همین ” با هم ” بودن های امروزت

...

من خوشم به خلوت تنهایی ام

 

تو بخند به امروز

 

من میخندم به فرداهایت  . . .

 


"دلتنگی"

حس نبودن کسی است که تمام وجودت یکباره تمنای بودنش را میکند....

 


 

ساده بودیم و سخت بر ما رفت

خوب بودیم و زندگی بد شد

آنکه باید به دادمان برسد

آمد و از کنارمان رد شد

هیچ‌کس واقعاً نمی‌داند

... آخرِ داستان چه خواهد شد

از هرآنچه که هست بیزاری

از هرآنچه که نیست دلگیری

از زبان و زمان گریخته‌ای

مثل دیوانه‌های زنجیری

همه‌ی دلخوشیت یک چیز است:

این‌ که پایان قصّه می‌میری...

 

 

 

 

برای خودت یک خلوت دست نیافتنی داشته باش

گاهی باید خیلی از اتفاقات را

فقط با خودت در میان بگذاری !!!

 

 

 

 

سیگــــــــــــار از عمرم می کاهد !!!!

بــــه درکـــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

مگر تو عمر مرا می دانی که با آن محاسبه می کنی ؟!!!

لـعـنتــی زخــم به روحـــم رســـیـده . . .

کسی نمی داند ، شاید همین فردا من نیز خاموش شوم !!!

 

 

 

فاصله یا تو

چه فرقی می کند ؟

هر دو مرا یاد یک چیز می اندازد … تنهایی … !

 

 

 

 

گاهی شاید لازم باشد از یاد ببریم... یاد آنهایی که با نبودشان..بودنمان را به بازی گرفتند

 

 

 

 

برهنه ات می کنندتا بهترشکسته شوی...نترس گردوی کوچک... آنچه سیاه می شود روی تو نیست ، دست آنهاس..

 

 

Normal 0 false false false EN-US X-NONE AR-SA

حمــاقـــت محـــض است دلـــتنگ کسی بشـــی که دلــــش بــــا تـــو نیـــست

امـــا بعضـــی موقــع هـــا با اینکه ایـــن موضوع رو میــــدونیم ولــــی باز احمق میـــشویم !!!!

 


 

یه وقتایی

آدم از روی دوس نداشتن

از یکی فاصله میگیره

یه وقتهایی از ترس "وابستگی"...

 



Normal 0 false false false EN-US X-NONE X-NONE

 

می خواهم با کسی رهسپار شوم که دوستش می دارم

نمی خواهم بهای این همراهی را با حساب و کتاب بسنجَم

یا در اندیشه خوب و بَدَش باشم.....

نمی خواهم بدانم دوستم می دارد یا نه

می خواهم بروم با آنکه دوستش می دارم............................





شعر فراموشی

 

فراموشی

باید فراموشت کنم

 چندیست تمرین می کنم

 من می توانم !می شود!

 آرام تلقین می کنم

 حالم ،نه،اصلا خوب نیست

 تا بعد،بهتر می شود

 فکری برای این دل آرام غمگین می کنم

 من میپذیرم رفته ای

 و بر نمی گردی همین

 خود را برای درک این ،صد بار تحسین می کنم

 کم کم زیادم می روی

 این روزگار و رسم اوست!

 این جمله را با تلخی اش ،صد بار تمرین می کنم.

چه کسی . . . .

می گویند عاقل باشم.

انها چه میدانند؟انها که هرگز عاشق تو نبوده اند.

چه کسی جز من صدای خنده های دلربای تو را شنیده است؟

چه کسی جز من در نگاه گرم تو غرق گشته است؟

چه کسی جز من اسیر تو بوده است؟

انها چه میدانند؟که تو همه کس منی

میگویند عاقلانه فکر کنم.خنده ام میگیرد؛

چگونه میتوانم برای نفس کشیدن به یاد تو،راه رفتن به یاد تو ،زنده بودن به یادتو،

برای خوشبختی ام؛خوشبختی انسانی که برای تو زنده است،من عاقلانه فکر کنم!!!!

می دانی؟گاهی فکر می کنم من،تو شده ام...

 برای تو که تمام دنیای منی.

تنهايي

خانه دل جای هر بیگانه نیست / کوی مجنون جای هر دیوانه نیست

قلب مجنون به لیلی خوشتر است / غیر لیلی لایق این خانه نیست . . .

* * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * * *

ای دلم زهر جدایی را بخور/ چوب عمری بی وفایی را بخور

ای دلم دیدی که ماتت کرد و رفت / خنده دای برا خاطراتت کرد و رفت

من که گفتم این بهار افسردنی است / من که گفتم این پرستو رفتنی است

آه عجب کاری بدستم داد دل / هم شکست و هم شکستم داد دل . . .


هرگز فراموش نخواهم کرد که برای داشتن تو

دلی را به دریا زدم

که از آب

واهمه داشت …


سخنان بزرگ از دکتر علی شریعتی

هر کسی را نه بدان گونه که « هست »، احساس می کنند

بدان گونه که « احساسش » می کنند ، هست

زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد

بر من بگری

که زنده ام

و بی تو زنده مانده ام

 

خدایا به هر که دوست می داری بیاموز

که عشق از زندگی کردن بهتر است ،

و به هرکه دوست تر می داری ، بچشان

که دوست داشتن از عشق برتر !

تا بی پناه نگردم ، پناهم نخواهی داد

تا نیفتم ، دستم را نخواهی گرفت

وقتی عشق فرمان می دهد،

« محال» سر تسلیم فرود می آورد

عشق در اوج اخلاصش ،

به ایثار رسیده است

و در اوج ایثارش ،

به قساوت !

می دانم تشنه ای اما …

اما این دریا را در کوزه نمی توان کرد

تنهایی ، آرامگاه جاوید من است

و درد و سکوت ، همنشین تنهایی من!

به پریشانی یک آرزوی آشفته

چه می دانم چگونه ؟

از تنهایی اتاق گریختم

هر کسی را نه بدان گونه که « هست »، احساس می کنند

بدان گونه که « احساسش » می کنند ، هست

زیبایی همواره تشنه دلی است که به او عشق ورزد

بر من بگری

که زنده ام

و بی تو زنده مانده ام

خدایا به هر که دوست می داری بیاموز

که عشق از زندگی کردن بهتر است ،

و به هرکه دوست تر می داری ، بچشان

که دوست داشتن از عشق برتر !

تا بی پناه نگردم ، پناهم نخواهی داد

تا نیفتم ، دستم را نخواهی گرفت

وقتی عشق فرمان می دهد،

« محال» سر تسلیم فرود می آورد

عشق در اوج اخلاصش ،

به ایثار رسیده است

و در اوج ایثارش ،

به قساوت !

می دانم تشنه ای اما …

اما این دریا را در کوزه نمی توان کرد

تنهایی ، آرامگاه جاوید من است

و درد و سکوت ، همنشین تنهایی من!

به پریشانی یک آرزوی آشفته

چه می دانم چگونه ؟

از تنهایی اتاق گریختم

من چیستم؟
لبخند پر ملامت پاییزی غروب در جستجوی شب
که یک شبنم فتاده به چنگ شب حیات ، گمنام و بی نشان
در آرزوی سر زدن آفتاب مرگ

چه امید بندم در این زندگانی
که در نا امیدی سر آمد جوانی
سرآمد جوانی و ما را نیامد
پیام وفایی از این زندگانی

عشق تنها کار بی چرای عالم است ، چه ، آفرینش بدان پایان می گیرد

آیا در این دنیا کسی هست بفهمد
که در این لحظه چه می کشم ؟ چه حالی دارم؟
چقدر زنده نبودن خوب است ، خوب خوب خوب

هنگامی دستم را دراز کردم که دستی نبود
هنگامی لب به زمزمه گشودم که مخاطبی نداشتم
و هنگامی تشنه آتش شدم،
که در برابرم دریا بود و دربا و دریا …!g

از دیده به جاش اشک خون می آید
دل خون شده ، از دیده برون می آید
دل خون شد از این غصه که از قصه عشق
می دید که آهنگ جنون می آید

حرف هایی هست برای نگفتن و ارزش عمیق هر کسی به اندازه ی حرف هایی است که برای نگفت دارد

چو کس با زبان دلم آشنا نیست
چه بهتر که از شکوه خاموش باشم
چو یاری مرا نیست همدرد ، بهتر
که از یاد یاران فراموش باشم

دلی که عشق ندارد و به عشق نیاز دارد،
آدمی را همواره در پی گم شده اش،
ملتهبانه به هر سو می کشاند

مهربانی جاده ای است که هرچه پیش می روند ، خطرناک تر می گردد

اس ام اس عاشقانه

خاک شد هرکه بر این خاک زیست ٬ خاک چه داند که در این خاک کیست

سرانجام که باید در خاک رفت ٬ خوشا آنکه پاک آمد و پاک رفت . . .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تو را در عین دوری دوست دارم ٬ تو را با این صبوری دوست دارم

گل نرگس ٬ گل جاوید ایام ٬ تو را صد سال نوری دوست دارم . . .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

سنگ در برکه می اندزمو می پندارم, با همین سنگ زدن ماه به هم می ریزد,

کی به اندختان سنگ پیاپی در آب, ماه را میشود از حافظه‌ی آب گرفت

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر ۶۰ ثانیه فرصت داشته باشی باهام حرف بزنی ٬

و بدونی که دیگه هرگز منو نمیبینی بهم چی میگی !؟

منتظز جوابم . . .

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

آغاز هر روز شروع دوباره برای آموختن است ٬ آغازی برای تکاندن غبار از دل

و نشاندن غنچه های محبت و عشق ٬

پس شروع دوباره زندگی بر تو مبارک . . .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

اگر اسم آدما رو بارزترین صفاتشون بذارن ٬ اسم منو چی میذاشتی !؟

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

خدایا ٬ دوست بدار آنهائی که دوستمان دارند و ما نمیدانیم

و سلامت بدار آنهائی را که دوستشان داریم و نمیدانند . . .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

صفائی بود دیشب با خیالت خلوت من را / ولی من باز پنهانی تو را هم آرزو کردم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

برای زیبا زندگی نکردن کوتهی عمر را بهانه نکن

عمر کوتاه نیست . . . ما کوتاهی میکنیم . . .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

تنها داروئی که 2 خاصیت داره چشم های قشنگ توست

که هم آرومم میکنه هم داغون !

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

گاه برای ساختن باید ویران کرد ، گاه برای داشتن باید گذشت

و گاه در اوج تمنا باید نخواست . . .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

عمر من غارت شد ، و غارتگر من دور شد ، من صبوری کردم و غارتگرم مغرور شد . ..

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

دود اگر بالا نشیند کسر شأن شعله نیست ، جای چشم ابرو نگیرد ، گرچه او بالاتر است .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

پشت پلکم عکستو نقاشی کردم گلکم ، تو رو میبینم تا وقتی چشم میبندم گلکم

ای پیام این تبسم که رو لبهای منه ، خیلی وقته که به گریه هام میخندم گلکم

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

هر رهگذری محرم اسرار نگردد ، صحرای نمک زار ، چمن زار نگردد

هرجا که رسیدی مکش طرح رفاقت ، هر کس که به تو یار وفادار نگردد . . .

ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

بوسه ابتکاریست از طبیعت ، برای زمانیکه احساس در کلام نمی گنجد . . . میبوسمت

ـــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ

باید که مهربان بود ، باید که عشق ورزید ، زیرا که زنده بودن ، هر لحظه احتمالیست

توی شهر عاشقا. . .

ღღღ یکی بود یکی نبود

ღღღ یه دروغ کهنه بود

ღღღ یکی موند یکی نموند

ღღღ حرف راست یه قصه بود

ღღღ یکی موند با قرص ماه

ღღღ به غم عشق مبتلا

ღღღ یکی رفت چه بی وفا

ღღღ با دورنگی آشنا

ღღღ اون که موند ریشه پوسوند

ღღღ دلشو غصه سوزوند

ღღღ نالش از دردا نبود

ღღღ پشتشو دوری شکوند

ღღღ زیر آوار جفا

ღღღ دل دادش به هر بلا

ღღღ با همه عشق و وفا

ღღღ راهی شد تو قصه ها

ღღღ اون که موند یه قصه ساخت

ღღღ اما هی هستی شو باخت

ღღღ قصه ها به سر رسید

ღღღ اون به عشقش نرسید

ღღღ هیشکی خوابشو ندید

ღღღ گل یادشو نچید

ღღღ گم شدش تو قصه ها

ღღღ توی شهر عاشقا